آه که چه قدر سخت و دردناک بود کنده شدن وجود کرم خرده ات از محیط دلم. در تمام این مدت که از ریشهٔ اقاقی سبز دلم تغذیه میکردی هیچ قصوری از تو سرنزد و یکبند در گوشش میخواندی که وجودش پربرکت است و زیبا .و اما نمیدانم با کدامین عنصر خاک انس و الفت گرفته بودی که دست بردار هم نبودی و آنقدر تیشه بر ریشه اش زدی که عاقبت اقاقیام بر خاک افتاد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر