بعد از مدتها دلم خواست دو باره بنویسم، میخواهم بنویسم و نوشتههایم را با صدای بلند، بلند بلند بخوانم. آنقدر بلند که دیگر اجازه ندهم صدای وکیل مدافع آشنایِ هرروزی در برابر قاضی عقل بلند شود و بجای خودِ خودِ من سخن بگوید و در روح تک تک سلولهای وجود اصیلم رسوخ کند.
میخواهم صدای تپشهای قلبم را پرواضح بشنوم.آنگونه که انگار هیچ صدایی از بالاخانهٔ تن نمیآید.اگرچه که وکیل مدافع نیز بی تقصیر است و همچونان میپندارد که تنها با منطق است که میتوان جواب افکار نامردمان ذهن را به چشمانشان فرو کرد. چشمانی که والاترین وظیفهشان غلط دیدن حقایق موجود است،چشمانی که به گمانشان ریزترین جوزیات حاضر را توان دیدن دارند.
درصورتی که این چشمان اگر در رابطه با اصل وجود باشند دیگر راه به ناکجا آباد نمیبرند و از فرمانبرداران قلبِ صادق خواهند بود.ولی افسوس و صد افسوس که مشتی تصورات باطل را به همراهی خود دعوت میکنند،آتشی به پا کرده و با آن خوراک زندگی پست خویش را مهیّا میسازند.
میخواهم ده بار بنویسم و بلند بلند بخوانم کهای " قلب عزیز با تو پیمان میبندم که دیگر و تحت هیچ شرایطی تورا از یاد نبرم،به پاکی و صداقتت قسم که با تو دست دوستی داده و عشقی که به من هدیه دادی را تا پای جان مقدّس شمرم، بدان که دوستی تو چنان ارزشمند و فرخنده است که هرگز از آن سرنتابم."
دوستت دارم و برای آنچهکه از برای آدمیت در اختیارم نهادهای در راه رسیدن به حقیقت وجود بهره میگیرم.
میخواهم صدای تپشهای قلبم را پرواضح بشنوم.آنگونه که انگار هیچ صدایی از بالاخانهٔ تن نمیآید.اگرچه که وکیل مدافع نیز بی تقصیر است و همچونان میپندارد که تنها با منطق است که میتوان جواب افکار نامردمان ذهن را به چشمانشان فرو کرد. چشمانی که والاترین وظیفهشان غلط دیدن حقایق موجود است،چشمانی که به گمانشان ریزترین جوزیات حاضر را توان دیدن دارند.
درصورتی که این چشمان اگر در رابطه با اصل وجود باشند دیگر راه به ناکجا آباد نمیبرند و از فرمانبرداران قلبِ صادق خواهند بود.ولی افسوس و صد افسوس که مشتی تصورات باطل را به همراهی خود دعوت میکنند،آتشی به پا کرده و با آن خوراک زندگی پست خویش را مهیّا میسازند.
میخواهم ده بار بنویسم و بلند بلند بخوانم کهای " قلب عزیز با تو پیمان میبندم که دیگر و تحت هیچ شرایطی تورا از یاد نبرم،به پاکی و صداقتت قسم که با تو دست دوستی داده و عشقی که به من هدیه دادی را تا پای جان مقدّس شمرم، بدان که دوستی تو چنان ارزشمند و فرخنده است که هرگز از آن سرنتابم."
دوستت دارم و برای آنچهکه از برای آدمیت در اختیارم نهادهای در راه رسیدن به حقیقت وجود بهره میگیرم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر